جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
22
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
دوردست در ميان اقوام وحشى و مردمان بىتمدنى كه رسوم و آدابشان با ازان ما تفاوت بسيار دارد زيستهام و بسيار چيزها ديده و ثابت كردهام كه چون در ديار ما معمول نيست در نظر اينان كه از ونيز بيرون نرفتهاند افسانه مىنمايد . در واقع به همين سبب اصرار نداشتهام كه دربارهء آنچه ديدهام چيزى بگويم يا بنويسم . با اين همه چون كسانى كه حق امر و نهى بر من دارند مرا بر آن داشتهاند كه آنچه ديده و شنيدهام بنويسم ، و چون مىبينم چيزهايى كه ديگران نوشتهاند مانند آثار پلينو سولينو « 1 » ، پومپونيو ملا « 2 » ، استرابون « 3 » ، هرودوت « 4 » ، ديودور « 5 » ، ديونيس هاليكارناسى « 6 » ، و از متأخران ماركوپولو « 7 » ، نيكولو كنت « 8 » ، همشهريان ونيزى ما و جان ماندويل « 9 » انگليسى و بازپسين اين نويسندگان همچون پيترو كويرينى « 10 » ، آلويز دا موستو « 11 » ، و آمبروزيو كنتارينى « 12 » ، همه مشتمل بر مطالبى است كه كمتر از سخنان من باوركردنى است ؛ انديشيدم كه من نيز بايد آنچه ديدهام بنويسم به شكرانهء پروردگارى كه مرا از خطرهاى بيشمار نگهدار بوده است و محض رضاى او و به خاطر راهنمايى كسانى كه ازين پس به جاهايى كه من مسافرت كردهام سفر خواهند كرد و نيز براى آسايش همشهريان من چنانچه قرار باشد كه در آينده از سوى شهر گرامى ما ونيز كسانى به آن نقاط فرستاده شوند . ازينرو كتاب خود را به دو بخش تقسيم مىكنم . بخش نخست ، و آن مشتمل است بر سفرنامهء من به تانا ؛ و بخش دوم ، و آن عبارت است از سفرنامهء من به ايران . درين كتاب از خطرات و بلياتى كه در سفرها با آنها روبهرو شدهام كمتر سخن خواهم گفت . در سال 1436 م . [ 839 / 840 ه . ق . ] از ميلاد خداوند ما مسيح ، سفر خود را به سوى تانا آغاز كردم و در طى 16 سال به اين كار ادامه دادم و همهء آن كشورها را از راه دريا و خشكى ، نه همان با جدوجهد ، بلكه به طرزى شگفتآور سياحت كردم . كشور هموار تاتار كه در ميان آن رود لديل « 13 » ( ولگا ) جارى است و از مغرب
--> ( 1 ) . Plinio Solino ( 2 ) . Pomponio Mela ( 3 ) . Strabone ( 4 ) . Herodoto ( 5 ) . Diodoro ( 6 ) . Dionisio Halicarnasseo ( 7 ) . Marco Paulo ( 8 ) . Nicolo Conte ( 9 ) . John Mandevile ( 10 ) . Pietro Quirini ( 11 ) . Aluise da mosto ( 12 ) . Ambrozio Contarini ( 13 ) . Ledil بايد ولگا باشد كه در منابع اسلامى « اديل » و « اتيل » آمده است . - م .